آه ای آرامش جاوید... کی آیی به دست؟

گریه. امروز به گریه گذشت. اصلا روی مود درس خوندن نیستم! انگار نه انگار که فصل امتحاناته. درس می‌خونما ولی بی‌میل و با اکراه. خسته‌م. از همین الان! هزار بار گفتم نیاز به زمان دارم. نیاز به فرصت دارم برای اینکه تو حال خودم باشم. کو گوش شنوا؟! ناز که نمی‌کنم. خودمو می‌شناسم. بازم دارم احساس میکنم برخلاف جریان آب دارم شنا میکنم. زندگی یه جور دیگه‌ست ولی من دارم زور می‌زنم با یه شکل هندسی دیگه خودمو توی اون جعبه جا بدم چرا؟ چون حیطه های علاقه‌مندی‌م زیاده. و انقدر روی زمین موندن که کلافه‌م می‌کنن. میرم که بخوابم. خواب درمون نمیکنه. ولی منو آروم می‌کنه. می‌ذاره حداقل یکم ذهنم خنک بشه.


برچسب‌ها:
دغدغه جات
+ تاریخ | شنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۳ساعت | 23:23 نویسنده | ستاره دریایی |