دیروز تازه سفره رو باز کرده بودیم که مامان زنگ زد. روز دانشجو رو بهم تبریک گفت و بعد گفت برات چیکار کنم؟ کیک که نمیتونم برات بپزم چون ازمون دوری. گفتم از راه دور بوسم کن! گفت پول چی؟ گفتم عالیه! پول همیشه خوبه! به مامانن گفتم اینجوری که دلم میخواد تا همیشه دانشجو بمونم که!‌اکلیل‌کُن بهم داد که خیلی ذوق کردم و باعث شد برای باقی روز انرژی داشته باشم. بعد از ناهار رفتم روی تختم و اونجا ادامۀ کارامو انجام دادم. گوشیمو که چک کردم دیدم بابا هم بهم پیام داده و روز دانشجو رو تبریک گفته. راستش خیلی خوشحال شدم. از اونجایی که امسال دومین سالیه که خودمو رسما دانشجو میدونم، این دوتا تبریک از طرف مامان و بابا واقعا بهم چسبید.

+تکالیف این هفته رو تقریبا انجام دادم و فقط مونده نوشتن یه ترجمه روی کاغذ. بعد از اون کمی به خودم استراحت میدم و میرم به جنگ امتحان روز چهارشنبه


برچسب‌ها:
مناسبات
+ تاریخ | شنبه هفدهم آذر ۱۴۰۳ساعت | 11:9 نویسنده | ستاره دریایی |