|
|
اینکه این ترم، با وجود اینکه هنوز دوازده واحدم مونده، انگار برای منم ترم آخره و این یکم غمم رو گین میکنه. چرا؟ چون درسای سخت و چغر و شیک و باکلاسمون این ترم بود و با تمام سختیش کیف میداد. حس خوب آکادمیک بودن بهم دست میداد. و خب نمیدونم ترم بعد با کدوم اساتیدم. انصافا درسای سخت خیلی سطحم رو بالا اورد. حتی میدونم بعدها در آینده قراره خیلی جلوتر بیفتم و ازشون استفاده کنم. دقیقا مثل یه سری درسای دبیرستان که هنوزم ازشون استفاده میکنم و چه بسا الان بهتر میفهمشون. راستش چند روزه دلم هوس درسای محاسباتی کرده! دلم میخواد استوکیومتری حل کنم، فصل ماده و انرژی فیزیک بخونم و تست بزنم و زوم کنم روی تصاویر بخش حواس زیست. بعد به خودم میام و توی دلم یه اخم ریزی به خودم میکنم و میگم ساکت. راستشو بخوای با اینکه یه وقتایی کفهی ترازوی آرزوهای قبل سنگینی میکنه برام ولی یه انگیزهی درونی بهم میگه باید این اقیانوس چند میلی متری رو عمیقتر کنی و به خودت ثابت کنی که میتونی. و ستارهی دریایی فقط بهواسطهی یه سری رشتهها و تواناییها ستاره نیست. تو خیلی خیلی توانمندتری. تو حتی هنوز یه سری توانمندیهایی داری که کشف نشدن. همونطور که دیدی کشف کردی و خودتم از شگفتزده شدی. میدونی چی میگم؟ برچسبها: دانشگاه
+
تاریخ | دوشنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۳ساعت | 16:29 نویسنده | ستاره دریایی
|
|