|
|
دغدغهای که توی پست قبلی درموردش نگرانی داشتم حل شد. :) و حالا یه سری درگیری جات دیگه اومده سراغم که اگه اینم حل بشه و بگذره سجدۀ شکر به جا میارم! فکر نمیکردم وقتی به مدت یه هفته بیام خونه به دفتر روزانهنوشتم نیاز داشته باشم. الان ولی بیشتر هر روزی بهش نیاز دارم. آبان عجیبی شد برام. + درسته که تا جایی که میشه سعی میکنم کسی رو ناراحت نکنم ولی جدیدا اینجوریم که به خودمم حواسم هست. اگه ببینم ذره ای از طرف کسی مورد اذیت قرار میگیرم بادبان ها رو میکشم و عقب نشینی میکنم. احتمالا مغزم صلاح میدونه این دستور رو بده. + با یه سری آدمِ کم دغدغه و تایمِ آزاددار فراوون در ارتباطم. این میشه که وقتی پیامشونو یکم دیر جواب میدم یا پیشنهادشون برای بیرون رفتن رو رد میکنم ممکنه ناراحت بشن. راستش من دیگه برای این کارا توجیه و بهونه نمیارم. اینکه قرار گذاشتیم با هستی که بیشتر سعی کنیم به هم زنگ بزنیم خوبه. اما اینکه توقع داره مثل یاسمین کلی با هم تلفنی حرف بزنیم رو نیستم. و واقعا نمیدونم اینا رو چجوری بهشون بگم که من ذهنم مشغول کاراییه که انجام میدم. و خب فکرم بیشتر اینوره و البته اینم بگم که واقعا ازشون لذت میبرم. + به هستی نگفتم که کنکور ثبت نام کردم. اصلا دلم نمیخواد تحت هیچگونه فشاری باشم. همینکه زیتون و مامان و بابا میدونن کافیه. + یه کاری رو از دیروز شروع کردم که براش ذوق دارم. + pms سختی بود اسماعیل...کاش زودتر تموم بشه. برچسبها: خرده فرمایشات
+
تاریخ | سه شنبه هشتم آبان ۱۴۰۳ساعت | 10:47 نویسنده | ستاره دریایی
|
|