امروز زنگ زدم به نجوا. یک ساعت و 27 دقیقه با هم حرف زدیم. اون انگار حالش خوب بود، میخندید، هدف داشت و همین باعث شد حس خوبی داشته باشم.

+این روزا شدیدا نیاز دارم آدمای دورم، آدمای مثبت و هدفدار و ایده‌دار باشن. به اندازه کافی دوزم آدمای افسرده و بی‌هدف هستن.

+شب با هستی رفتیم نماز جماعت. بارون ریزی هم میومد و خوب بود.


برچسب‌ها:
خرده فرمایشات
+ تاریخ | یکشنبه پنجم فروردین ۱۴۰۳ساعت | 20:58 نویسنده | ستاره دریایی |