لپ تاپم به وای فای دانشگاه وصل شد البته این ایموجی حق مطلبو ادا نمیکنه ولی خب بازم! ولی خیییییییییلی خوشحالم و الان حس لیلا حاتمی توی فیلم سر به مهر رو دارم. وای چقد من همیشه دوست داشتم لپ تاپ خودمو داشته باشم و باهاش وصل شم به اینترنت و بیام توی بلاگفا و بنویسم. چقد این روزا رو دور میدیدم. خدایا شکررررررت. و البته یه تشکر ویجه و اختصاصی از بابا بخاطر اینکه تقبل کرد برام. که خب همون روز که رفتم خونه بغلش کردم و تشکر کردم.

البته راستشو بخوام بگم از وقتی لپ تاپو اوردم توی خوابگاه ازش استفاده نکردم. اول به دلیل اینکه به نت وصل نبود و دوم اینکه درسا جوری بود که باید اونا رو بذارم توی اولویت. خلاصه این هفته هم اگه عین ثعلب کش نیاد و تموم بشه و یه مدت از فضای وزین و فاخر و فخیمه‌ی دانشگاه دور باشم میتونم به کارای نیمه تمومم رسیدگی کنم.

من با خودم میگفتم این ترم چقد اطلاعیه‌های اموزش ملایم و دانشجومحور و student-friendlyِئه! اصن عادت نداشتم به این وضعیت! تا اینکه امروز صبح توی اطلاعیه‌های دانشگاه گفتن کلاسا تا 28ام به قدرت خودش پاربرجاست! این درحالی بود که هفته‌ی قبلش امور خوابگاه اطلاعیه داد تا 24ام بند و بسطتونو جمع کنید و اگه میخواین بلیت بگیرین زودتر بگیرین چون خوابگاه قراره بسته بشه! خلاصه که داستانیه!

در هر صورت من پنجشنبه میرم چون اولا مسخره نیستم! دوم اینکه کار دارم. سوم اینکه ماه رمضونه و میخوام خونه باشم. و چهارم اینکه ما یه هفته زودتر اومدیم دانشگاه. هنوز مهر امتحانامون خشک نشده بود. حتی وقتی سر کلاسا بودیم نمره بعضی درسا ثبت نشده بود! خلاصه ماجراهای دانشگاه عجیبه و منم گاهی نسبت بهش بی‌تفاوت و واکسینه می‌شم.

الان باید برم یه مقاله‌ی 14 صفحه‌ای انگلیسی بخونم و سعی کنم ازش چندتا سوال طرح کنم و برای فردا ارائه بدم.

+بابا برای کیبورد لپ تاپ برچسب خرید.

+اسمشو گذاشتم چارلی. خجالتی و نِرد!


برچسب‌ها:
خرده فرمایشات, دانشگاه
+ تاریخ | شنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۲ساعت | 17:59 نویسنده | ستاره دریایی |