|
|
شب نیمهی شعبان؟ شب نیمهی شعبان از بیمارستان رفتیم داروخونه، بهجای شربت آبلیمو، شربت دیفن هیدرامینِ مزهی تهِ جهنم خوردیم، بدوبدو از بین ماشینها رد شدیم و الان داریم دورهی نقاهتمون رو میگذرونیم و عین پیرزنا داروهامونو به هم نشون میدیم. هماتاقیم میگه بیا یه دونه آموکسیکلاو بهت بدم بخور ببین چه میکنی این آموکسیکلاو! میگم زن! اونه رِ برای تو داده. خلاصه که اینم از نیمهی شعبان امسال! و اینکه صبح که بیدار شدیم در بالکن رو که باز کردیم دیدیم داره برف میاد. البته که روی زمین ننشسته ولی بازم همینکه برف میاد خداروشکر. برچسبها: خرده فرمایشات
+
تاریخ | یکشنبه ششم اسفند ۱۴۰۲ساعت | 18:2 نویسنده | ستاره دریایی
|
|