|
|
هستی این روزا کارآموزیه. سرش شلوغه. اگه من پیامی بدم. نامرد دیگه یادی از ما نمیکنه. دلم برای اون موقعا که پیام میداد تنگ شده. حتی همون "سلام خوبی؟ ". همونم ازم دریغ شد! از بس که گفتم حرف بزن، من نمیدونم توی سلام خوبی چی بگم. بیا تعریف کن. از اون به بعد همونم دیگه نداد. دلم برای اون روزا که هر روز حرف میزدیم تنگ شده. نمیخوام جاشو جودی بگیره. این دو هفته که خونه بودم و هستم بهجز یکی دو بار با مامان و دنبال گردو و فندق رفتن بیرون نرفتم. کجا برم بدون هستی؟ احساس میکنم انقد دور شدیم که موضوع حرف نداریم. یا شایدم برعکس. کلی حرف داریم. شدیم عین جن و بسمالله! اون از تابستون که نشد همو ببینیم و اینم از الان. این روزا گاهی احساس تنهایی میکنم. تنها بودن رو نمیدونم. به عقب که برمیگردم میبینم با تنهایی مشکلی ندارم و اتفاقا بدمم نمیاد گاهی تنها باشم. من توی این چند سال پشت کنکور بودن تنها بودم و خیلی ارتباط خاصی نداشتم با دوستام. ولی حداقل هستی بود و اون جویای احوالم بود. منم براش شرح میدادم. و میدونی. ته دلم میدونستم اون هست و همین برام کافی بود. اما الان نه. الان واقعا نمیدونم هستی بالاخره هست یا نیست. نمیدونم حوصلهی حرفای منو داره یا نه. البته یکسال یا شایدم یکسال و نیمه که کنم همه چیزو بهش نمیگم. از ریزحزییات روزام بهش نمیگم. این روزا دارم تنهایی از پس کارام برمیام. گاهی هم با خودم میگم نکنه هستی دیگه نمیخواد با من دوست باشه؟ خیلی طبیعیه این! شاید آدما برسن به یه نقطهای که نخوان با آدمای قبلیشون در ارتباط باشن. دلشون دوستای جدید میخواد یا هرچی. واقعا نمیدونم ادامهی این ماجرا چی میشه و رابطهی من و هستی قراره چطور پیش بره. ولی کاش بازم منو دوست داشته باشه. دلم میخواد با هم یه سریال ببینیم و باهم تحلیلش کنیم و غش کنیم از خنده. چقد بزرگ شدیم... چقد عوض شدیم... +الان که باهات حرف زدم دیدم تو گفتی این تنهایی لازممونه. منم میدونم لازمه. مسئله اینه تنهایی برام چیز جدیدی نیست. گلهای هم نیست. ولی اینم فهمیدم من قویتر از توام! من انقد بیشتر با تنهایی دستوپنجه نرم میکنم و مستقلم که با خودم میگم آیا واقعا این همه تنهایی و استقلال درسته؟! و تو تازه اول راهی و میگی شاید باید توی این تنهایی آدم شیم! +ول کن... با همین فرمون میرم جلو. یکم بره جلو ببینم چی میشه. یکم بیشترتر با خودم تنها باشم. بیشتر فکر کنم. بیشتر روی چیزایی که باید وقت بذارم. این ترم که تموم شه قراره تنهاترم بشم. اما باید روی تفریحم و یه سری چیزای دیگه هم وقت بذارم. برچسبها: هستی
+
تاریخ | یکشنبه دهم دی ۱۴۰۲ساعت | 23:14 نویسنده | ستاره دریایی
|
|