امتحانمو دادم و اومدم روبه‌روی دانشگاه روی نیمکت معروف به نیمکت کوفتی که سوالارو چک کنم. یه چیزی که خیلی جالبه اینه که سوال ۱ و ۲ سخت بود و جدا یادم نمیومد جوابشون چی می‌شه و واقعا خودمو باختم. مخصوصا اینکه براش خونده بودم و در طول ترم هم کلی تلاش کرده بودم. ولی خب بقیه‌ی سوالا رو نوشتم و اومد سراغ اون دو تا سوال و خب یادم اومد و یه چیزایی نوشتم. بعدشم که رفتم چک کردم دیدم درست نوشتم دختر! خیلی خوشحال شدم جدا. خلاصه که اینم از این میانترم که به‌خیر گذشت و امیدوارم نمره‌ی خوبی بگیرم ازش. + خدا می‌دونه سر بلیط گرفتن چقد سختی کشیدم. به دو سه نفر زنگ زدم و آخرش مسئول رزرو بلیط گفت باید صبر کنی اگه کسی کنسل کرد به‌جاش رزرو کنی. منم ناامیدانه گرفتم خوابیدم و بعد که بیدار شدم یه تلاش دیگه کردم و دیدم شد! خیلی خوشحال شدم چون واقعا هیج ایده‌ای نداشتم اگه بلیط گیرم نیاد چیکار کنم. خلاصه اینم از این.

+ جداً برای این ترم باید نذر کنم.


برچسب‌ها:
دانشگاه
+ تاریخ | یکشنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۲ساعت | 23:6 نویسنده | ستاره دریایی |