این هفته عالی بود. از روز سه‌شنبه بگم که چهارتا کلاس داشتیم که دوتاش جبرانی بود و آخر کلاس واقعا حس سوراخ‌شدگی داشتیم! ولی خب برای درس واژه خیلی اکتیو بودم و استاد هم دیگه منو شناخت و خوشحالم چون همه‌ش فکر می‌کردم قرار نیست حالاحالاها منو بشناسه! برای تمرین‌های واژه هم رفتم پای تخته و خیلی مرتب نوشتم و اینا. علاوه‌بر اون برای ترجنه‌ی اخبار فارسی به انگلیسی هم داوطلب شدم و اون یکی اخبار رو هم هی فعال بودم. خلاصه امیدوارم نمره‌ی فعالیت کلاسی‌م رو گرفته باشم. روز چهارشنبه هم سر کلاس فناوری و حوزه‌های نوین باز طبق معمول فعال بودم و سوال‌های به‌جا می‌پرسیدم و جواب‌های درستی می‌دادم و کلا خیلی پروانه‌ای بودم این هفته. اینکه از نظر بچه‌ها شناخته بشم برام مهم بود. الان دیگه حداقل منو با اسم می‌شناسن و تو ذهنشون یه آدم فعال میام. اون روز یکی از بچه‌ها درحالیکه از جزوه‌هام عکس می‌گرفت گفت چقدر خوب جزوه می‌نویسی :)

خلاصه که خدایا تشکرات! شکرا لکم :)

سیزدهم هم جشن روز دانشجو بود و اگرچه خیلی خشک و خالی برگزار شد و چیز مادی‌ای نصیبمون نشد ولی من کلی خندیدم و کیف داد و لذت بردم. شاید چون جودی نبود و بیشتر تونستم خودم باشم؟! نمی‌دونم.

+اون نگرانی هفته‌ی پیشم که می‌گفتم باید تا هفته‌ی اول دی بریم دانشگاه هم اوکی شد. چون استاد امتحان بلندی‌های بادگیر رو می‌خواد یه هفته زودتر بگیره و این یعنی من می‌تونم هفته‌ی بعد برم خونه :))))


برچسب‌ها:
دانشگاه
+ تاریخ | جمعه هفدهم آذر ۱۴۰۲ساعت | 22:9 نویسنده | ستاره دریایی |