امروز رفتم دانشگاه.با اینکه کلاس نداشتم. شنبه‌ها باید پی کار و درس بگذره نه توی خوابگاه اونم تنها. رفتم کار تایپو انجام دادم. سعی کردم خوب ویرایشش کنم و به نوشتار تبدیلش کنم. بعدشم رفتم سازمان برای شرایط وام دانشجویی ولی گفت برای روزانه‌هاست. با بغض برگشتم تو آسانسور و رفتم دوباره برای تایپ. یکم بعد راهی خوابگاه شدم. جدا این دنیا و روزگار و چرخ فلک چشه؟! تا کی باید تاوان داد؟ من علم اینو ندارم که آیا این دنیا بر پایه‌ی انتخاب‌ها می‌چرخه یا یه برنامه‌ی ازقبل‌نوشته‌شده. نمی‌دونم اگه احیانا انتخاب اشتباه بکنیم آیا رها می‌شیم؟ رها می‌شیم و تاوان پس می‌دیم؟ تا کی؟ کاش می‌دونستم. روزای عجیبی رو می‌گذرونم.
جودی زنگ زد گفت این هفته نمیاد. درعوض اون یکی هم‌اتاقی‌م فردا میاد. کلی کار دارم که باید انجام بدم ولی اشک چشمام خشک شده. یادم باشه قطره‌ی چشم بگیرم.


برچسب‌ها:
دانشگاه
+ تاریخ | شنبه یازدهم آذر ۱۴۰۲ساعت | 21:26 نویسنده | ستاره دریایی |