از دست خودم ناراحتم. توی این چهار ماه گذشته یادم نمیاد برنامه‌ای نوشته باشم و عمل کرده باشم. تمرکز؟ برام یه شوخیه. از اونور دارم میبینم که مولتی‌تسکینگ می‌کنم و غرق شدم توی اقیانوسی با عمق دو سانت. To do list می‌نویسم و یه چیزای دیگه رو تیک می‌زنم. نه معلومه Jام نه معلومه Pام. اصن نمی‌دونم چرا اینجوری شد. مطالب رو توی فضای مجازی سطحی می‌خونم و مدام سیو می‌کنم برای روز مبادایی که می‌دونم هیچوقت نمیاد. همه‌ش عجله دارم انگار. دلم پرایوسی اتاق خودمو می‌خواد. دلم پاییز و زمستون سال ۹۹ و ۱۴۰۰ رو می‌خواد گه زندگی‌م یه نظم قشنگی داشت. درس توش بود، روتین پوستی بود، یوتوب‌گردی بود، فیلم و سریال بود. چم شده من؟ کجام؟


برچسب‌ها:
دغدغه جات
+ تاریخ | جمعه بیست و ششم آبان ۱۴۰۲ساعت | 0:19 نویسنده | ستاره دریایی |