امروز و دیروز به بطالت درسی گذشت و عملا درس نخوندم. دندونمم هنوز درد می‌کنه. البته بلا به دور، دندونم نیست. لثه‌مه. باشد که فردا اثری از دردش نباشد.

یکم کتاب خوندم، سوپ درست کردم، ماکارونی درست کردم، با مامان و بابا ویدیوکال کردم و بدین شکل.

آهان راستی امروز نتایج نهایی اومد و پرتقال چیزی که می‌خواست قبول شد و خوشحالم.

دیگه اینکه دو نفر برای کتابایی که اطلاعیه گذاشته بودم پیام دادن و دوتاشونم قطعی میخوان و قرار شد یکشنبه دوتایی رو ببرم پست کنم.

شب که داشتم با مامان و بابا حرف میزدم صحبت درمورد کنکور و نتایج شد و اینکه فرهنگیان امسال خوب قبولی داده. بابا گفت فعلا کارشناسی‌تو بگیر و یه جا مشغول به کار شو. مامانم می‌گه کار بکن. من نمی‌خوام فعلا کار کنم. یعنی هنوز قطعی نیست تصمیمم ولی نمی‌خوام به اون صورت کار کنم. فعلا تصمیماتم خامه. قطعا در جریانشون می‌ذارم ولی خب آره. اینجوری.


برچسب‌ها:
خرده فرمایشات
+ تاریخ | شنبه پانزدهم مهر ۱۴۰۲ساعت | 0:8 نویسنده | ستاره دریایی |