|
|
دیروز ساعت ۳ کلاسمون تموم شد و من سرم درد میکرد. گفتم یکم بخوابم دبی افاقه نکرد و سردردم با قدرت ۷ داشت با قدرت به کار خودش ادامه میداد. از طرفی بچههای اتاق روبهرویی مایل به راست خیلی سروصدا میکردن. دیگه هرجوری که بود خودمو خوابوندم و صلح بیدار شدم و دیدم چقد جای دندون عقلم درد میکنه و گوشهی لبم انگار زخم شده. امروز کجدار و مریز باهاش طی کردم و الان تو آینه باز نگاه کردم و دیدم دیوارهی پشتی دندون عقلم درد میکنه. نکنه میخوام یه دندون دیگه در بیارم و از اونایی باشه که درنمیاد و باید جراحی بشه و بدبخت بشم؟ برچسبها: خرده فرمایشات
+
تاریخ | جمعه چهاردهم مهر ۱۴۰۲ساعت | 0:17 نویسنده | ستاره دریایی
|
|