|
|
بهبه، بالاخره رسیدیم به شب تولد ستارهی دریایی! ستارهی دریایی؟ ستارهدریاییها وقتی دست و پاهاشون به یه تختهسنگ یا جایی بخوره کنده میشه ولی دوباره ترمیم میشه. قشنگه نه؟ عین تصمیمای لسن چند وقتم! اول از همه سلام به روی تکتک شماهایی که اینجا رو مدتهاست میخونید حتی بیصدا و چراغپایین. شمایی که گهگاهی میاین یه سرکی میکشید، نور اینجا رو روشن میکنید، گلها رو نیمنگاهی میکنید و میرید. تولد ۲۴سالگی منم بالاخره رسید. روز تولدم چند سالی میشه که روز بسیار فرخنده و خجستهایه برام. اصن نه فقط روز تولدم، بلکه کل مرداد، از روز اول تا آخرش انگار برای منه. روز تولدم انگار آفتاب از شرقتر میتابه، ابرا پفپفیترن و خلاصه هر توصیف و استعاره و حسن تعلیلی که هست و میشه گفت. چرا نباید خوشحال باشم از روزی که بهدنیا اومدم؟ این روز مال منه. بهم این لطف شده که بیفتم گوشهی این دنیا و زندگی بکنم حتی اگه قرار باشه یه وقتایی آرزوهامو نادیده بگیرم. هرکی اومد و تو شادی امروزم سهیم شد محکم بغلش میکنم و یه تیکه از کیکم رو بهش میدم. هرکی هم که نه، نمیگم مهم نیست، میگم اشکالی نداره. بههرحال بازم تولد منه و خوشحالم. اصن...اصن بذارین بیشتر از این ادامه ندم.
امسال، یعنی سن ۲۳سالگی سخت بود. بین زمین و آسمون مونده بودم، مدام فکر آینده و اینکه کنکور و رشته و دانشگاهم چی میشه توی سرم در رفتوآمد بود. آخر سر هم تصمیم درست رو گرفتم و هزاران کرور شکر و واقعا خوشحالم. بدون اغراق میگم. خیلی خوشحالم که امسال با وجود سختیهایش در کنار جودی بودم. بهم خوش گذشت.کلا بچههایی که کنارشون بودم خوب بودن. امسال بیشتر عمرم رو توی خوابگاه گذروندم و با بچههای خوبی آشنا شدم و ازشون خیلی چیز یاد گرفتم. روابطم با دوستام صمیمیتر شد. با نرگس بیشتر در ارتباط بودم. با هستی میرفتیم بیرون حتی معدود. عروسی بلوط نقطه عطف امسال بود. قبول شدن تو آزمون رانندگی رو هم به دیگر نقاط عطف ۲۳سالوی و مردادماه اضافه میکنم. امسال کار تدریس خصوصی رو شروع کردم و داره خوب پیش میره خداروشکر.
امیدوارم ۲۴سالگی عالی باشه. پر از موفقیت. پر از کارای جدید. خوشحالیها و شادیهای خودم در کنار خونوادم، تجربهی عشق حتی شاید، سفرهای خوب، خریدهای متعدد! خلاصه که خداروشکر که دارم ۲۳سالگی رو گذروندم. تجربهی خوبی بود. ☘️🍏 برچسبها: مناسبات
+
تاریخ | دوشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۲ساعت | 21:49 نویسنده | ستاره دریایی
|
|