|
|
خب سلام و عرض ادب. مشروح اخبار اینکه آزمون رانندگی قبول شدم😍 پریشب کلا خواب به چشمام نیومد. داشتم هم به آزمون رانندگی فکر میکردم هم اینکه به این فکر میکردم که یکی از زبانآموزام کلاس ششمه و اصلا کلاس ششم زبان نداره و حتی الفبا هم کار نکرده و من دقیقا با چه منطقی کتاب family 3 رو گذاشتم براشون. خلاصه خواب به چشمام نیومد. صبح بیدار شدم و سعی کردم استرس نداشته باشم. رفتم بهطرف آموزشگاه. خلوت بود چون ساعت ۹ و نیم بود. یه گوشه رو صندلی نشستم و یه دختری هم اومد کنارم و پرسید بار چندمته و بعدم گفت من دوبل بلد نیستم و سال پیش کلاس رفتم و تازه امسال اومدم آزمون بدم. آقا یکم بعد افسر موردنظر جهت گرفتن امتحان اومد و دقیقا همون افسری بود که یه بار منو رد کرده بود و نو اعصاب نو پیوی بود. یه لحظه داشت الوارهای کِشتیهام توی اقیانوس شکست فرو میرفت که باز خودمو آروم کردم. حالا این وسط یهو کاردکسم رو یه دختره داد دستم و گفت نوبت شماست. منم WHATگویان رفتم بیرون. داستان از این قرار بود که قبلا چهار گروه میشدن و سوار میشدن بهطور داوطلبانه. اما اینبار برحسب حروف الفبا یا هرچی صدا زدن. یه پسره پشت فرمون نشسته بود و داشت خوب رانندگی میکرد ولی هی افسره بهش استرس میداد. قشنگ کم مونده بود بکوبه تو سر خودش که چرا پسره فرمونو با یه دست گرفت یه جا. بابا تو زندگی واقعی یعنی هیچکی با یه دست رانندگی نمیکنه. عصر هم بعد ملاس رانندگی مامان کلاس زبان داشتم و سریع یه چیزی خوردم و بچهها اومدن. ازشون درمورد بکگراندی زبان دوباره پرسیدم و زبانآموز کلاس شیشمیم میدونین چی گفت؟ اینکه کتاب family 1 رو قبلا خونده و الفبا هم کار کرده + راستی، من یه چنل پابلیک توی تلگرام زدم. اگه تمایل داشتین کامنت بدین تا بهتون آیدی بدم. ☕ برچسبها: دست فرمون
+
تاریخ | چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۲ساعت | 20:45 نویسنده | ستاره دریایی
|
|