امروز باید می‌رفتم بیرون برای دو تا کار. اول گرفتن کارنامه و دوم پرینت یه سری چیزمیز برای کلاس فردا. کارنامه رو گرفتم. نگاهش کردم. عربی و زمینم بالاتر از قبل شده بود. دینی و شیمی‌م خیلی کم زیاد شده بود. ولی من فکر می‌کردم عربی رو ۲۰ بشم مثلا! یا مثلا ۱۹و۷۵. ولی زیست و ریاضی‌م جالب نبود و همون نمره‌های قبلم بهتر بود. خیلی پرروام ولی به این فکر افتادم که کاش اعتراض می‌زدم! مثلا برای عمومی‌ها حداقل.

خلاصه رفتم کافی‌نت و پرینت هم گرفتم و رفتم فروشگاه تا شیر و ژله بگیرم تا برای تولد مامان کیک و ژله درست کنم. نمی‌دونم چرا از دیروز ظهر پیشونی سرم درد می‌کنه. باید نمونه‌کار تحویل یه خانمی بدم، کتابم مونده، کارگاها مونده و نشستم دارم دیوید کاپرفیلد می‌خونم!

راستی با تمدید سنواتم موافقت شد. توی فایلش نوشته به‌شرط پرداخت هزینه‌ی اضافی و شرایط خاص. فکر کنم منطورس معدله. امیدوارم هزینه‌ی اضافی‌ش مثل شهریه کم باشه و نجومی نباشه چون واقعا ناراحت می‌شم. و درمورد معدل هم که معدل این ترمم باتوجه به اینکه فعالیت کلاسی و اینا نداشتم بد نیست. می‌تونم اون واحدهایی که می‌خوام بردارم. فقط تنظیم خانواده هنوز نیومده! خب آخه مگه مجبور بودی ۷ تا سوال کلی و تشریحی دادی که هنوز وقت نکردی تصحیح کنی. یکم از استرسم کم شد. برم نمونه‌کار رو ارائه بدم.

+خداوندا... شکرت.


برچسب‌ها:
دانشگاه
+ تاریخ | دوشنبه نهم مرداد ۱۴۰۲ساعت | 16:36 نویسنده | ستاره دریایی |