یه گروهی داریم توی ایتا که بچه‌های خوابگاه دانشگاه اونجان. هر از گاهی ایلناز توش مینویسه که کیه داره سیگار میکشه و ما داریم اذیت میشیم و یه سریا تاییدش میکنن و تک‌وتوک یکی دونفری هستن که میگن سرتون تو کار خودتون باشه و چقد دماغاتون حساسه و اینا. دیروز دیگه داشت به جاهای باریک کشیده میشد و داشت میرفت به سمت ادبیات ناجور. یه نفر اومد گفت خوابگاه مکان عمومیه و اذیت شدن شما برای کسی مهم نیست و خونه‌ی خودتون نیست که هرکی به نظر شما عمل کنه.

دیدم اینکه گفت خوابگاه مکان عمومی خیلی نان‌سنس بود! برای همین وارد عمل شدم و گفتم: دوسِتان، دعوا نکنین.ولی مکان عمومی به ایستگاه اتوبوس و ترمینال می‌گن که سرعت مصرف سیگار با سرعت نور برابری می‌کنه، نه خوابگاهی که ما داریم توش زندگی می‌کنیم. خوابگاه شرایط و ضوابط داره. حالا چون روی در و دیوار ننوشتن «سیگار نکشید» دلیل نمی‌شه سیگار بکشیم. وگرنه که ... سیگار بکشید، برای رفع سلامتی خوبه. 👌

بعدش پرتقال اومد توی پی‌وی و گفت احسنت! و دو نفر دیگه هم توی گروه تایید کردن و خلاصه چسبید. بعدشم دیگه بحثی نشد که اگه میشد طرف دستی‌‌‌دستی خودشو لو میداد!


برچسب‌ها:
دانشگاه
+ تاریخ | چهارشنبه هفتم تیر ۱۴۰۲ساعت | 10:26 نویسنده | ستاره دریایی |