|
|
خبر خوب اینکه دیروز یه اطلاعیهای از دانشگاه دیدم که قراره ببرنموو اردوی کاشان و کویر. به بچهها گفتن دانشگاه اردو گذاشته. جودی گفت من میام. دوتا از هماتاقیهامم هماهنگ کردن و اونا هم میان. جودی رو فرستادیم تا بره اتاق فرهنگی و ما رو ثبتنام کنه چون ما تو اون تایم کلاس نداشتیم. پولامونو ریختیم تو کارت جودی که با یه کارت پرداخت کنه. تو گروه پیام داده که «خیلی سادهاین که الان پولاتونو دادین به من، من دارم با پولاتون مهاجرت میکنم. الانم دم مرزم.» اینجوریه که از تجهیزات کاشانگردی یه ضدآفتاب دارم و یه دستکش. نه کلاه و نه عینک! ولی وضعیت همهمون اینجوریه و جودی حتی روسری و شال هم نداره و با مقنعه میاد. ولی خب قرار شد یکی از روسریهامو بدم بهش. به ریرا هم زنگ زدم که اگه شد ببینمش. اِگِه! بعد دوتایی یه جوری ذوق میکردیم که انگار درحالت عادی تا حالا همو ندیدیم و نمیبینیم!
+خلاصه با ما همراه باشید. +حواسم هست تازگیا کامنتا کم شده برچسبها: دانشگاه
+
تاریخ | یکشنبه دهم اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت | 8:44 نویسنده | ستاره دریایی
|
|